|

گفتم دوستت دارم ولی تو رفتی...
و حالا لحظه ها , بی تو , آهسته و به سختی می گذرند.
زمان کندتر از همیشه می گذرد, اما می گذرد نه مثل همیشه ,
نه مثل وقتی تو بودی, فقط می گذرد,
بدون هیچ حادثه ای , بدون هیچ رویایی ...
چون دیگر رویایی ندارم!
رویای من , تو بودی ولی تو به دنبال رویای خودت رفتی!
گفتم رویای من تو هستی , پس با من بمان!
ولی تو سکوت کردی , فقط سکوت...
و حالا رفته ای...
از تو به خاطر تو گذشتم ...
گذشتم تا تو به رویایت برسی و من رویای خود را
در گوشه ای از قلبم به حبس ابد محکوم کردم!
تو رویای من بودی و هستی , ولی رویایی دست نیافتنی , آرزوی محال...
با خود گفتم , در عشق همیشه یک نفر قربانی می شود !!!
تصمیم گرفتم قربانی این ماجرا من باشم , 
چون تو را بیش از آن دوست می داشتم
که قربانی شوی در این راه بی پایان ...
روزها میگذرد و هر روز دلتنگ تر از همیشه
با یادت صبح را به شب و شب را به صبح میرسانم. 
وجودت شادی بخش روح و جانم بود ...
در فراق تو به دلمرده ای غمگین بدل شدم ...
ای آرامش جانم برگرد ... !!


|