تبليغاتX
ღ♥☆★ღ.•**•. عاشق تنهـا .•**•.ღ★☆♥ღ



ღ♥☆★ღ.•**•. عاشق تنهـا .•**•.ღ★☆♥ღ

حرف دل
نويسندگان
آثار تاريخي يك عاشق
دوستان
دوستان عاشق
آمار وب
:
لوگو دوستان
كدهاي جاوا

پناهم ده در آغوشت دلم تنگ است
نوازش کن مرا با دستهای خیس از عشقت
سرم را سخت در بر گیر
که میخواهم ببارم من به دشت شانه هایت
مرا بنگر چنان کز عشق آتش گیرد این غمهای پنهانم
مرا بنشان چنان کز ماه رویت
چراغانی شود شبهای تاریک بیابانم
بیا
بیا بنگر بیا بنشان
بیا آتش بزن این دردهای بی پناهی را
بیا بر هم بزن رسم جدایی را
بیا
بیا کز دوریت جانم بیابان است
بیا بنگر که نام تو
در این شبهای تنهایی
مرا سوزاند
پناهم ده در آغوشت دلم تنگ است.


نازنینم اگر بری دیگر از من چیزی نمی مونه
پس بمان و با من باش
که اگر نباشی من هم نیستم.

 

 


ღ♥•.¸.¤ ДЯд$Ħ ¤.¸.•♥ღ : نگارنده :
|+|

من که میدانم شبی عمرم به پایان میرسد نوبت خاموشی من سهل و آسان می رسد من که میدانم که تا سرگرم بزم ومستی ام مرگ ویرانگر چه بی رحم وشتابان میرسد پس چرا عاشق نباشم پس چرا عاشق نباشم من که میدانم به دنیا اعتباری نیست نیست بین مرگ وآدمی قول وقراری نیست نیست من که میدانم اجل ناخوانده وبیدادگر سرزده می آیدو راه فراری نیست نیست پس چرا پس چرا عاشق نباشم


ღ♥•.¸.¤ ДЯд$Ħ ¤.¸.•♥ღ : نگارنده :
|+|

ب