اون که هر چی ابر دنیاس ، خونه داره تو چشاش اون که ناچاره بخنده ، اما گریه سخنده هاش اون که تو شهرش غریبه ، با یه عالم آشنا هیچ کدوم باور نکردن ،غربت تلخ صداش اون منم ، اون منم ، اون منم بغضمو تو گلوم میشکنم دیروز من ، مثل امروز ، مثل فرداس هر روز دستام ،سرد و تنهاس دیروز ، امروز ، فردا خیلی سخته ، این تنهایی ، بی فردایی تنها موندن، تنها خوندن تنها ، تنها ، تنها اون که خیلی قصه داره ، رو لبای بیصداش مونده فریادش تو سینه ،در نمی آد از لباش قد یه دنیا کتابه ، با یهعالم گفتنی هر کدوم از غصه هاشون ، هر کدوم از قصه هاش اون منم ، اون منم ،اون منم بغضمو تو گلوم می شکنم